جمال الدين محمد الخوانساري
311
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بر اندازهء همت ميباشد حميت . مراد به « حميت » بفتح حاء وكسر ميم وتشديد ياى مفتوحه ننگ داشتن از نقصها وعيبهاست در خود ومتعلقان خود ، ومراد اينست كه حميت هر كس بقدر همت اوست هر كه همت أو بلندتر باشد ننگ أو از نقصها بيشتر باشد وسعى أو در رفع آنها زيادتر . 6175 على قدر الحميّة تكون الغيرة . بر قدر حميت ميباشد غيرت . پوشيده نيست كه حميت وغيرت هر دو بمعنى ننگ مستعمل مىشود وگاهى غيرت در خصوص ننگ داشتن از شركت ديگرى در امرى كه محبوب اين كس باشد يا اختصاص باو داشته باشد مستعمل مىشود مثل ننگ داشتن مرد از شركت ديگرى در زن أو يا كنيز أو ، وننگ داشتن زن نيز از شركت ديگرى با أو در شوهر أو . وبعضي از أهل لغت كه تفسير « غيرت » به « رشك » كردهاند ظاهر اينست كه مراد رشك يعنى مطلق حسد نيست بلكه حسدى است كه از غيرت بمعنى مذكور حاصل شود يا اين كه غيرت بمعنى مذكور را در فارسي رشك مىگويند وبنا بر اين از براي « بودن غيرت بر قدر حميت » معنى معقولى بخاطر نمىرسد . وممكن است كه « حميه » بتخفيف خوانده شود بمعنى پرهيز كردن يا منع كردن چنانكه در فقرهء سابق مذكور شد ومراد پرهيز كردن از گناه باشد يا منع كردن خود از آن ومراد اين باشد كه غيرت هر كس باندازهء پرهيزگارى اوست . مؤيد اينست آنچه در نهج البلاغة نقل شده كه : قدر عفت مرد بر قدر غيرت اوست ، چه عفت نيز بمعنى باز ايستادن از حرامهاست كه پرهيزگارى باشد نهايت در آنجا اشاره شده بسبب عفت واين كه اختلاف مراتب آن بقدر اختلاف مردم است در غيرت ، ودر اينجا مراد اينست كه از پرهيزگارى هر كسى وقدر آن استنباط قدر غيرت أو مىتوان كرد از قبيل استدلال از معلول بر علت ، نهايت بعضي از شارحان كتاب مستطاب مذكور « عفت » را در آنجا بر عفت از زنان ديگران حمل كردهاند وچنين